close
تبلیغات در اینترنت
گلادیاتورها،جنگجویانی حرفه ای در روم باستان
loading...

میلیتاری (Military) |مقالات نظامی

مقدمه گلایاتورها افرادی بودند که با حکومت مخالفت می کردند و برعلیه ظلم و جور حاکمان ظالم می جنگیدند و یا برده هایی بودند که در جنگهای مختلف…

آخرین ارسال های انجمن

گلادیاتورها،جنگجویانی حرفه ای در روم باستان

عادل خوجه بازدید : 1890 چهارشنبه 12 آذر 1393 نظرات ()

مقدمه

گلایاتورها افرادی بودند که با حکومت مخالفت می کردند و برعلیه ظلم و جور حاکمان ظالم می جنگیدند و یا برده هایی بودند که در جنگهای مختلف اسیر می شدند و وقتی دستگیر می شدند بازیچه دست حاکمان می شدند و با آنان مانند حیوان رفتار می نمودند. گلادیاتورها را همچون برده ها در بازارها خرید و فروش می کردند. شاید در میان برده ها یک فرد سرشناس و اشرافزاده نیز بود. به هر جهت رفتارشان تغییر نمی نکرد. صاحبان گلادیاتور مسئول تمرین دادن گلادیاتورهای تازه کار بودند. یک گلادیاتور خوش اندام و قوی بنیه به اندازه وزنش ارزش طلا داشت. در گوشه گوشه شهر روم بازارهای برده فروشان دیده می شد و همچنین میادین موقتی ترتیب می دادند و دور میدان با داربستهای چوبی نیمکت درست می کردند تا جایگاهی برای تماشاچیان و نمایش جدال گلادیاتورها را در آن جا برگزار می کنند. بعد از پایان نمایش نیز داربستها را برمی داشتند. کم کم تعداد تماشاچیان و مشتاقان تماشای نبرد خونین بردگان بی گناه افزایش یافت. در نتیجه تصمیم به ساخت یک آمفی تئاتر سنگی در پمپی یکی از ایالات ایتالیا گرفتند.

این مکان را به صورت مدور ساختند تا همه تماشاچیان بتوانند بر میدان نبرد تسلط داشته باشند. همچنین میدان نبرد به نحوی بود که گلادیاتورها جایی برای پناه گرفتن و قایم شدن نداشته باشند. دیوارهای این آمفی تئاتر از سنگ بود. البته این آمفی تئاتر و دیگر میادین مخصوص نمایش که با چوب ساخته شده بود، جوابگوی نمایشهای پرشکوه و مجلل امپراطوران ستمگر روم نبود. وسپاسین افسر ارشد طی جنگها و فتوحات به مقام امپراطوری رسید. او برای برقراری نمایشهای پرشکوه دستور به ساخت بزرگترین آمفی تئاتر زمان خود را داد. به این ترتیب اولین پایه های کلیزیوم در روم بنا شد. نام کلیزیوم را از مجسمه های برنزی به نام کلوسال نروداموس آرولیس گرفتند که این مجسمه بسیار عظیم یکی از خدایان رومیان بوده و نیزه ای در دست داشته و در نزدیکی محل ساخت کلیزیوم بوده است.

گِلادیاتورها دسته‌ای از بردگان و جنگجویان حرفه‌ای در روم باستان بودند که با یکدیگر و با حیوانات درنده جنگیده و دست و پنجه نرم می‌کردند تا موجبات تفریح تماشاگران را فراهم آورند. این پیکارها که گاه به مرگ ایشان می‌انجامید در میدانگاه‌های ویژه‌ای در بسیاری از شهرهای امپراتوری روم، برای نمونه کولوسئوم رم، اجرا می‌شد.

واژه گلادیاتور از واژه گلادیوس لاتین آمده. گلادیوس شمشیر کوتاهی بود که لژیونرها و گلادیاتورها بکار می‌بردند. بنابراین معنی لغوی واژه گلادیاتور، «خنجردار» است.

گلادیاتور. [ گْلا / گ ِ تُرْ ] (فرانسوی ، اِ) کسی که در بازیهای سیرک چه با یک انسان و چه با یک حیوان درنده پیکار میکند. این از آداب و رسوم مردم روم قدیم بوده است . غلامان و بردگان زندانی با نهایت قوت و قدرت در میدانهای عمومی با حیوانات درنده ای که بوسیله ٔ مردم روم تربیت شده بودند مبارزه میکردند و گلادیاتور مجرم را نمی گذاشتند در مقابل حیوانات درنده از خود دفاع کند. گلادیاتور ناگزیر از خود دفاع می کرد و در زیر پنجه های حیوانات درنده کشته میشد و این عمل در حالی انجام میگرفت که امپراتور در لژ خود این صحنه را نظاره میکرد.

شست‌برگشته (Pollice Verso) یک نقاشی از ژان لئون ژروم در سال ۱۸۷۲ که یک تابلوی معروف تاریخی و تحقیق‌شده در زمینه نبردهای گلادیاتوری است

معرفی گلادیاتورها:

گلادیاتور (به لاتینی: gladiator) که بدان “مرد شمشیر” یا “شمشیر زن” Swordsman نیز گفته شده و در فارسی گاه با عبارت: «پهلوان از جان گذشته» ترجمه شده‌است، لغتی است که از کلمهٔ gladius، به معنای “شمشیر” مشتق شده‌است. یک گلادیاتور، در جمهوری روم و امپراطوری روم، به مبارز مسلحی گفته می‌شد که به مبارزات و برخوردهای خشونت آمیز با دیگر گلادیاتورها، حیوانات وحشی و همینطور با جنایتکاران محکوم به مرگ می‌پرداخت. برخی از گلادیاتورهایی که برای شرکت در نبردهای گلادیاتوری داوطلب می‌شدند، نه فقط حقوق فردی و اجتماعی خویش، بلکه حتی زندگی خود را با ظاهر شدن در صحنهٔ این نبردها در معرض خطر قرار می‌دادند.

اغلب گلادیاتورها، بعنوان برده خوار و خفیف شمرده می‌شدند، تحت شرایطی دشوار تأدیب می‌گردیدند، از نظر اجتماعی به حاشیه رانده شده بودند، و تحت تبعیضات نژادی قرار می‌گرفتند و به مرگ محکوم بودند. با این وجود، صرف نظر از منشاء شکل گیری این شیوه، گلادیاتورها به مخاطبان خویش، نمونه‌ای از اخلاق رزمی در رم باستان را ارائه می‌کردند، و نه فقط در زمان انجام نبرد گلادیاتوری، بلکه در حال مرگ نیز مورد ستایش و تحسین مردم قرار داشتند و برایشان الهام بخش بودند. در واقع آنها در فراز و فرود جشن و پایکوبی‌های برقرار شده در روم باستان همواره حضور داشتند و ارزش آنها همانند هنرمندانی بود که هنر خویش را در اشیاء گرانبها متجلی می‌ساختند و [با وجود رفتار بد و وحشیانه‌ای که با آنان صورت می‌گرفت]، در سراسر قلمرو روم، از آنان تجلیل و پاسداشت بعمل می‌آمد.

 



منشاء شکل گیری مبارزات گلادیاتوری یا gladiatorial هنوز مورد بحث قرار دارد. شواهد حاکی از آن است که این شیوه در مراسم مربوط به تشییع جنازه و عزاداری افراد رایج بوده و در طول جنگهای کارتاژی، یعنی از قرن ۳ قبل از میلاد و پس از آن، به سرعت در حال اجرا بوده‌است. رسمی که رفته رفته به شکل یکی از ویژگی اساسی در سیاست و زندگی اجتماعی مردمان روم درآمده‌است. محبوبیت این شیوه، در نهایت کار آن را بدانجا کشانیده که استفادهٔ از آن، به میزان بیشتر و با ولخرجی و هزینه زیادتر صورت می‌پذیرفته و حتی شکل نوعی بازی و تفریح و سرگرمی به نام “بازی گلادیاتوریا ل gladiatorial” به خود گرفته بوده‌است. این بازی اوج رواج خود را در حد فاصل میان قرن ۱ تا ۲ قبل از میلاد تجربه کرده‌است، و نه تنها در اوضاع عادی، بلکه در طول بحران‌های اجتماعی و اقتصادی دولت روم این رواج رو به کاهش نرفته‌است. حتی پس از این که مسیحیت در قرن چهارم میلادی بعنوان دین رسمی در روم مورد پذیرش قرار گرفت، این رسم منسوخ نگردید و امپراتوران مسیحی همچنان حامی تفریحات انچنینی بودند. بدین ترتیب این رسم، دست کم تا اواخر قرن ۵ میلادی، رواج داشته‌است. یعنی تا هنگامی که آخرین بازی گلادیاتوری شناخته شده در تاریخ، صورت گرفته‌است.

در نبردهای گلادیاتوری، وقایع مهم و عالی عبارت بود از : نبرد افراد مسلّح، به صورت تن به تن یا دسته جمعی. در این گونه نبردها جنگجویان عبارت بودند از: اسیران جنگی، مجرمان محکوم، یا بردگان عصیانگر.

حق فاتحان نسبت به کشتار اسیران ایشان، به طورکلی در سرتاسر دنیای قدیم مورد قبول بود و رومیان خود را بزرگوار می پنداشتند که از طریق نبردهای گلادیاتوری به اسیران فرصتی می دادند که در میدان، زندگی خود را نجات دهند. افرادی را که محکوم به ارتکاب قتل شده بودند، از سراسر امپراطوری به رم می آوردند و به مدرسهٔ گلادیاتورها می فرستادند اندکی بعد به میدان مسابقات رزمی می کشاندند. این افراد اگر به طور استثنائی شجاعانه می جنگیدند، ممکن بود فوراً آزاد شوند. امّا اگر صرفاً پس از رزم زنده می ماندند، مجبور بودند که باز و باز در روزهای تعطیل بجنگند. اینان اگر سه سال دوام می آوردند، تبدیل به برده می شدند و پس از آن اگر به مدت دو سال اربابان خود را راضی می کردند، آزاد می شدند.

جنایاتی که ارتکاب آنها موجب محکومیت به گلادیاتوری می شد، عبارت بودند از: قتل، دزدی، حرق، کفر و عصیان. امّا در عین حال، فرمانداران کوشا که گوش به زنگ حوایج امپراطور بودند، ممکن بود اگر میدان مبارزهٔ گلادیاتوری انسان کم بیاورد، این قواعد را زیر پا بنهند. حتی ممکن بود که گاهی سناتوران و سلحشوران نیز، مانند گلادیاتورها محکوم به جنگیدن شوند و گاهی اوقات نیز، علاقه به مورد توجه و تمجید قرار گرفتن باعث می شد که افرادی از طبقهٔ سوارکاران، داوطلب شرکت در جنگهای گلادیاتوری شوند. در هر حال تحت نیروی کشش و جذبهٔ ماجراجویی و خطر، عدهٔ زیادی در مدارس گلادیاتوری ثبت نام می کردند.

بازسازی یک نبرد گلادیاتوری در ویرانه‌های کارنونتوم رم، یک کتیبهٔ معاصر، کارنونتوم رم را با دارا بودن چهار تا از بزرگترین آمفی تئاترهای روم باستان، معتبر می‌سازد. با وجود برخی استثنائات، یک گلادیاتور به دو تا پنج نوبت زورآزمایی در هر سال می‌پرداخته که در هر نوبت آن، حدود ۱۵ دقیقه پایداری می‌کرده‌است

پیشینه گلادیاتورها:

در کتاب «تاریخ روم باستان»، شرح مفصلی دربارهٔ گلادیاتورها آمده‌است، که برخی اطلاعات آن جالب توجه‌است:

رومیان برای سرگرمی خود، بردگان را وادار می‌کردند که با یکدیگر و یا حیوانات درنده به مبارزه و نبرد برخیزند. چنین بردگانی را گلادیاتور می‌نامیدند. رومیان طرز به کار بردن انواع اسلحه را به آنها می‌آموختند و در زندان از آنها نگهداری می‌کردند.

برای مبارزات گلادیاتوری، میدان مخصوصی درست کرده بودند که آمفی تئاتر نام داشت و شبیه سیرک‌های امروزی بود. در آغاز رومیان آمفی تئاترها را از چوب می‌ساختند، امّا بعدها کم کم شروع به ساختن آمفی تئاترهایی از سنگ نمودند. در مرکز هر آمفی تئاتر، یک میدان شنی قرار داده می‌شد که آره نا نام داشت. کلمهٔ آره نا به معنای صحنه بود و در اطراف آره نا(صحنه)، پله‌هایی برای نشستن تماشاگران احداث می‌کردند.

گلادیاتورها در روزهای جشن، در صحنهٔ آمفی تئاتر به جنگ تن به تن مشغول می‌شدند و گاهی اوقات پیش می‌آمد که در وسط میدان و بر روی آره نا، تعداد کثیری گلادیاتور دیده می‌شدند که به صورت جفت به جفت یا دسته جمعی، در حال مبارزه با یکدیگر بودند. گلادیاتورهایی که از سر دلسردی مبارزه می‌کردند و یا تمایلی به این کار نشان نمی‌دادند، به ضرب شلاق و نوک نیزه، به میدان مبارزه رانده می‌شدند.

سرنوشت گلادیاتور زنده، ولی شکست خورده را تماشاگران معین می‌کردند. اگر آنها دستشان را بالا می‌بردند، گلادیاتور مغلوب، زنده می‌ماند، امّا اگر شست دستشان را پایین می‌آوردند و با آن به زمین اشاره می‌کردند، به معنای آن بود که مغلوب باید بدست گلادیاتور پیروز نابود شود.

اجساد گلادیاتورهای مغلوب و کشته شده را با قلاب از صحنهٔ آمفی تئاتر خارج می‌کردند.

گاهی نیز، شیرها و ببرها و سایر حیوانات عظیم‌الجثهٔ درنده را، به جان گلادیاتورها می‌افکندند. داستان‌های متعددی از به کار گرفتن جانوران درنده در مبارزات گلادیاتوری و نظایر آن نقل شده که بعنوان نمونه‌هایی از آنها می‌توان به داستان آندروکلس برده یا داستان لاورئولوس دزد اشاره نمود.

کتابهای تاریخی به ندرت با هم در مورد منشا گلادیاتورها هم عقیده اند . در اواخر قرن اول قبل از میلاد نیکولاس دمشقی نوشتهاست که این رسم درانگلستان پدید آمد ، یک نسل بعد تیتوس لیویوس نوشت اولین بار بازی گلادیاتورها در ۳۱۰ قبل از میلاد در منطقه Campanians (ناحیه ای در جنوب ایتالیا امروزی ) در بزرگداشت پیروزی بر سامنیت (سامنیت ها) انجام گرفت .


توسعه و گسترش:

در سال ۲۱۶ قبل از میلاد مراسم یاد بود قیصر روم Marcus Aemilius Lepidus توسط فرزندش به مدت سه روزبا حضور گلادیاتورها و با نمایشی خیره کننده تر از هرآنچه که قبل از آنجام شده بود انجام شد . در سال ۲۰۶ قبل از میلاد سری بعدی مسابقات بزرگ توسط اسکیپیوی آفریقایی به یاد پدر و عمویش برگزار شد که در جنگ پونتیاک کشته شده بودند بعد از آن در سال ۱۸۳ به یادبزرگداشت جمهوری روم مبارزات بزرگی به مدت ۳ شبانه روز با حضور ۱۲۰ گلادیاتور برگزار شد.


اوج گلادیاتورها:

در سالهای پایانی جمهوری و در شرایط نابه سامان ساسی و اجتماعی ، بازی گلادیاتورها تبدیل به یک تجارت پر سود و پر منفعت شده بود به طوریکه همیشه اسپانسری برای برگزاری مسابقات وجودداشت و همواره در جای جای جمهوری شاهد برگزاری مسابقات روزمره برای گلادیاتورها بودند و سیل عظیمی از بردگان در نقاط مختلف جمهوریدرحال تعلیم برایانجام مبارزه در آرنا بودند در ۶۵ پیش از میلاد ‍‍ژولیوس سزار که تازه توسط سنا به عنوان قیصر برگزیده شده بود مسابقات بزرگی را در یادبود پدرشکه ۲۰ سال قبل در گذشته بود برگزار کرد که در آن ۳۲۰ گلادیاتور تا سرحد مرگ با هم به مبارزه پرداختند.

تکه‌ای از موزائیک مربوط به حدود سالهای ۸۰ تا ۱۰۰ میلادی، که از شهر زیلتن واقع در لیبی به دست آمده و صحنه‌ای از یک نبرد گلادیاتوری را نشان می‌دهد.

 

نبرد گلادیاتورها:


در نبردهای گلادیاتوری، وقایع مهم و عالی عبارت بود از: نبرد افراد مسلّح، به صورت تن به تن یا دسته جمعی. در این گونه نبردها جنگجویان عبارت بودند از: اسیران جنگی، مجرمان محکوم، یا بردگان عصیانگر.

حق فاتحان نسبت به کشتار اسیران ایشان، به طورکلی در سرتاسر دنیای قدیم مورد قبول بود و رومیان خود را بزرگوار می‌پنداشتند که از طریق نبردهای گلادیاتوری به اسیران فرصتی می‌دادند که در میدان، زندگی خود را نجات دهند. افرادی را که محکوم به ارتکاب قتل شده بودند، از سراسر امپراطوری به رم می‌آوردند و به مدرسهٔ گلادیاتورها می‌فرستادند اندکی بعد به میدان مسابقات رزمی می‌کشاندند. این افراد اگر به طور استثنائی شجاعانه می‌جنگیدند، ممکن بود فوراً آزاد شوند. امّا اگر صرفاً پس از رزم زنده می‌ماندند، مجبور بودند که باز و باز در روزهای تعطیل بجنگند. اینان اگر سه سال دوام می‌آوردند، تبدیل به برده می‌شدند و پس از آن اگر به مدت دو سال اربابان خود را راضی می‌کردند، آزاد می‌شدند.

جنایاتی که ارتکاب آنها موجب محکومیت به گلادیاتوری می‌شد، عبارت بودند از: قتل، دزدی، حرق، کفر و عصیان. امّا در عین حال، فرمانداران کوشا که گوش به زنگ حوایج امپراطور بودند، ممکن بود اگر میدان مبارزهٔ گلادیاتوری انسان کم بیاورد، این قواعد را زیر پا بنهند. حتی ممکن بود که گاهی سناتوران و سلحشوران نیز، مانند گلادیاتورها محکوم به جنگیدن شوند و گاهی اوقات نیز، علاقه به مورد توجه و تمجید قرار گرفتن باعث می‌شد که افرادی از طبقهٔ سوارکاران، داوطلب شرکت در جنگهای گلادیاتوری شوند. در هر حال تحت نیروی کشش و جذبهٔ ماجراجویی و خطر، عدهٔ زیادی در مدارس گلادیاتوری ثبت نام می‌کردند.

(نوشته ویل دورانت)

ساخت کلیزیوم

زمینی در ابعاد ۱۹۰ در ۱۵۵ متر را به صورت تقریبا” بیضی در نظر گرفتند و شروع به ساخت کردند. ساخت این آمفی تئاتر ۱۰ سال به طول انجامید که همزمان با حکومت پسر دومش دومیتیانوس بود. این ساختمان در چهار طبقه به ارتفاع ۵۷ متر بناشد. این ساختمان دارای ستونها، راه پله ها و پنجره های متعددی بود. سطح کلیزیوم حدود ۲/۴ هکتار بود و بیش از ۵۵۰۰۰ نفر تماشاچی را در خود جای می داد.
کلیزیوم مسقف نبود و در فصل تابستان برای ایجاد سایه و به دور ماندن از اشعه گرم آفتاب، بر سقف آن پارچه ای بسیار بزرگ پهن می کردند تا بر سر مردم سایه بیفتد. البته رنگ پارچه روشن بود تا فضای میدان تاریک نباشد. کلیزیوم ۸۰ درب ورودی داشت که در طبقه هم کف با زمین، مردم می توانستند از جایگاههای مخصوص نزدیک دربهای ورودی بلیط تهیه کنند و وارد کلیزیوم شوند. دو درب مخصوص ورود امپراطور و بزرگان و دو درب برای گلادیاتورهای جنگنده بود. امپراطور و اشرافزادگان وارد ساختمان می شدند و از راهروهای اختصاصی به محل مخصوص خود می رسیدند. طبقات بالاتر که دید بهتری به میدان جنگ داشت ویژه بزرگان و امپرطور بود.

 

 


مشخصات مکان

پله هایی برای عبور مردم عادی و رسیدن به کنار نیمکتهایشان تعبیه شد. حتی جنس نیمکتها بر اساس رتبه و مقام بود. نیمکتهای چوبی برای مردم عادی و نیمکتهای مخملی و راحت برای اشرف زادگان و مبلهای بزرگ و مجلل برای امپراطور و ملکه ساخته شد. البته باید متذکر شویم که در اوایل سالهای ساخت کلیزیوم، درون میدان پر از آب بود و کشتیهای نمایشی در آن با هم می جنگیدند و هنرنمایی می کردند. این نمایشها برای پرکردن اوقات فراغت امپراطور بود. اما کم کم متوجه شدند آب دادن میدان پایه های بنا را فرسایش می دهد. لذا آب آن را خشک کردند و محلی برای جنگیدن گلادیاتورها آماده نمودند.
امپراطور روم نیز از دیدن صحنه های خونین جنگ تن به تن برده ها بیشتر لذت می برد تا نمایش کشتیها. البته بعضی از تاریخ دانان وجود آب درون میدان کلیزیوم را تایید نمی کنند. به هر صورت مشخص نیست آیا آب درون میدان بوده یا نه. دیواره کلیزیوم با مرمر سفید پوشش داده شده بود. سبک معماری این بنا مانند آمفی تئاترهای روم باستان بود.
در طبقه زیرزمین کلیزیوم مکانهایی برای نگهداری حیوانات وحشی و همچنین برده ترتیب داده شده بود. اهرمها و چرخ دنده هایی تعبیه شده بود تا دربهای قفسهای حیوانات به موقع باز شود و حیوانات از قفس بیرون بیایند. مکانیزم درون ساختمان کلیزیوم بسیار شگفت انگیز و در حد خود مدرن بود. از آن پس همه نمایشهای امپراطوری در کلیزیوم برگزار می شد. جشنهای عروسی، تاجگذاری، تولدها و سرگرمیها در این آمفی تئاتر برگزار می شد و با به خون کشیده شدن گلادیاتورها جشن امپراطور و مردم ایتالیا با شکوه تر و جالب تر می گشت.

 

ورود حیوانات وحشی


با نواخته شدن شیپورهای مخصوص، ورود حیوانات وحشی و درنده و گرسنه اعلام می شد و درب مخصوص محل نگهداری حیوانات باز می شد. حیوانات را از آفریقای جنوبی می آوردند و همیشه گرسنه نگه می داشتند، تا کاملا” وحشی باشند. از طرف دیگر ۱۰ گلادیاتور بانیزه های مختلف از قبیل گرز، نیزه، شمشیر و تور از درب دیگر وارد می شدند. نبرد آغاز می شد. اگر گلادیاتورها حیوانات را از پا در می آوردند در مرحله بعد دو به دو گلادیاتور با نیزه وارد صحنه می شدند و شروع به جنگیدن می کردند. آنقدر می جنگیدند تا یکی از آنان از پا درآید. فردی که زنده می ماند در انتظار مردم بود، یعنی طرح و نقشه نوع مردن گلادیاتور به دست مردم بود. یا با حیوان درنده باید دست و پنجه نرم می کرد یا با همنوع خود آنقدر می جنگید تا بمیرد. همچنین هنگامی که گلادیاتور حریفش را زیر پا می گذاشت و حریفش نیمه جان می شد، به امپراطور نگاه می کرد، اگر امپراطور دست راستش را مشت می کرد و انگشت شستش را بسوی زمین نشانه می رفت، گلادیاتور حق داشت حریفش را با یک ضربه بکشد. اگر امپراطور انگشت شصتش را بسوی آسمان نشانه می رفت یعنی گلادیاتور نباید حریفش را از بین ببرد. بوی خون فضا را پرمی کرد. تماشاچیان به ویژه امپراطور مشتاقانه تماشامی کردند و لذت می بردند. زمانی برای استراحت و میل کردن خوراکیهای مختلف داده می شد. آنان از خوردن شرابها و مرغهای بریان در میان خون و اجساد لذت می بردند.

 

 


ناگفته نماند که شرط بندی میان مردم رواج داشت. بردن و برنده شدن یک گلادیاتور برای افراد بسیار هیجان انگیز بود. حتی مردم همسر و دختر خودشان را سر شرط بندی می گذاشتند. البته بسیاری از تماشاچیان این نمایشهای وحشتناک زنان بودند. حدود ساعت ۷ بعداظهر نمایشهای کشتار گلادیاتورها به پایان می رسید. اجساد گلادیاتورها وسط میدان دیده می شد. دو نفر برای بردن اجساد وارد میدان می شدند. اگر گلادیاتوری نیمه جان و زخمی میان اجساد دیده می شد، یک سیخ داغ در مغزش فرو می کردند تا هر چه زودتر بمیرد. امپراطور از دیدن صحنه جان دادن او لذت می برد و به این ترتیب نمایش به پایان می رسید و همه جایگاه خود را ترک می کردند تا روزی دیگر و نمایش دیگر در آنجا شرکت کنند.

هیچ گلادیاتوری در رختخوابش نمی مرد، بلکه همه گلادیاتورها، بی چون و چرا با فجیعترین وضعی یا به دست دوست و همنوع خود یا زیر پنجه های حیوانات وحشی جان می باختند. تخمین زده شده که در ایام افتتاح کلیزیوم بیش از ۵۰۰۰ گلادیاتور در طی ۱۰۰ روز به همراه ۱۰۰ حیوان در میدان کلیزیوم کشته شدند. در سال ۴۴۲ بعد از میلاد این ساختمان عظیم بر اثر زلزله آسیب دید. اما در سال ۵۲۳ بازسازی شد. این کشتار تا شش قرن بعد از میلاد ادامه داشت. کم کم حکومت امپراطوران رو به زوال رفت و رسومات کشتار گلادیاتورها کم رنگ شد.
در قرن ۱۹ کلیزیوم بیش از حد رو به نابودی می رفت. بارانها و تغییرات آب و هوایی سبب گشته بود که این بنای زیبا فرسایش یابد. جالب اینجاست که درون میدان کلیزیوم، آنقدر گل های بزرگ و آبی روییده بود. همگان می گفتند زمین این میدان خون گلادیاتورها را بلعیده است که اکنون از زمین آن گلهای زیبا روییده شده است. اکنون تنها نیمی از آن ساختمان باقی مانده است و قسمتی از آن ویران شده. با این حال هنوز عظمت آن مشخص و قابل درک است و می توان فریادها و تشویش های مردم روم را تصور کرد. همه روزه صدها توریست برای دیدن این آمفی تئاتر باستانی و عظیم به روم سفر می کنند. با این حال که حدود دو هزاره از زمان ساخت این آمفی تئاتر می گذرد اما توجه هر بیننده ای را جلب می نماید و یک محل باستانی و تاریخی در روم می باشد.

معروف ترین گلادیاتورها:
کومودیوس، خونخوارترین گلادیاتور تاریخ

دومین گلادیاتور معروف این فهرست، یک برده نبود بلکه او خودش امپراتور بود، کومودیوس! کومودیوس یکی از خونخوارترین گلادیاتورهایی بود که بر صحنه کلزیوم روم ظاهر شد؛ کسی که بی رحمانه گلادیاتورهای تیم‌های رقیب و حتی هم تیمی‌های خود را از لب تیغ می‌گذراند و هرگز از این همه کشتار بی رحمانه احساس پشیمانی نکرد.
او معتقد بود انسان در جهانی زندگی می‌کند که تنها راه برای رسیدن به موفقیت و خوشبختی در آن از بین بردن تمام موانع است؛ مهم نیست به چه قیمتی! در واقع می‌توان گفت کومودیوس تجسم واقعی شعار معروف گلادیاتورهاست که «بکش یا بمیر!» او بین سال‌های ۱۷۷-۱۹۲ بعد از میلاد مسیح زندگی کرد و طبق نوشته‌های مختلف عصر باستان، وی در هزار مبارزه پیروز شده و یکی از رکوردداران جنگ‌های گلادیاتوری محسوب می‌شود.
یکی دیگر از ویژگی‌های این امپراتور سنگدل بیزاری از سیاست بازی است؛ چنان که وی در زمانی که بر مسند امور قرار داشت، تمام احکام خود را در اعلامیه‌های مختلف به وضوح به اطلاع عموم می‌رساند و هیچ وقت منازعات سیاسی کاخ را مخفی نگه نمی‌داشت! او معتقد بود سیاسی کاری و پنهان کاری متعلق به انسان‌های ترسوست و یک شاه مقتدر باید بتواند احکام خود را به هر قیمتی که شده اجرا کند و مخالفان را بی رحمانه سرکوب!


فلاما، گلادیاتور خاموش

فلاما یکی از مرموزترین گلادیاتورهای تاریخ است. فلاما یک برنده ذاتی بود که همیشه در مبارزه تنها به پیروزی فکر می‌کرد و برای رسیدن به این هدف از هیچ کاری فروگذار نبود. نکته مرموز زندگی او اینجاست که فلاما چهار بار برنده جایزه رودیس شد!
یعنی همان جایزه ای که او با آن می‌توانست آزادی خود را تضمین کند اما همیشه گلادیاتور بودن را انتخاب می‌کرد و حاضر نبود مثل یک انسان آزاد و معمولی زندگی کند. فلاما با سایر گلادیاتورهای جنگاور متفاوت بود: هرگز قبل از شروع جنگ کری خوانی نمی‌کرد و با صدای بلند تشویق تماشاگران را جلب نمی‌کرد. پس از پیروزی در جنگ هم به ابراز احساسات مردم پاسخ نمی‌داد و بعد از تعظیم در برابر امپراتور صحنه را ترک می‌کرد.
هم تیمی‌های فلاما هم همیشه از کم حرفی و گوشه گیری وی سخن می‌گفتند؛ چنان که هرگز پیروزی‌های بزرگش را جشن نگرفت. گویی این مرد تنها برای جنگیدن به دنیا آمده بود و بس! جالب است بدانید جمله معروف «من برای آدمکشی به دنیا آمده ام!» به وی نسبت داده شده است؛ جمله ای که امروزه به زبان عبری بر لباس سربازان رژیم اشغالگر قدس نقش بسته است!
آرامگاه این گلادیاتور مرموز در سیسیل ایتالیاست که روی سنگ قبر باستانی آن نوشته شده: «فلاما-گلادیاتور اهل سوریه- ۳۰ سال زندگی کرد… ۳۴ بار جنگید… ۲۱ بار پیروز از میدان خارج شد و نه مبارزه بی نتیجه داشت… چهار بار شکست خورد.» این سنگ قبر توسط دلیکاتوس- همرزم باوفای فلاما-ساخته شده و بر مزار وی قرار گرفته است؛ هرچند در مورد نوشته‌های آن تردیدهای زیادی وجود دارد!


پریسکوس و وروس، مثل دو برادر

گلادیاتورهای رومی‌ همیشه تنها بودند و فقط در مبارزات گروهی از هم تیمی‌های قدرتمند و فرمانبردار استفاده می‌کردند. اما در این میان یک استثنا وجود دارد؛ پریسکوس و وروس مثل دو برادر در تمام نبردها دوشادوش هم جنگیدند. پریسکوس یک برده به دنیا آمده بود اما وروس آزاد بود تا زمانی که در یکی از جنگ‌ها به اسارت ارتش روم درآمد. این دو جنگجوی نامی ‌در ارتش گلادیاتورهای سلتیک با هم آشنا شدند.
هرگز در تاریخ روم باستان مشاهده نشده دو گلادیاتور تا این اندازه هماهنگ باشند و تمام پیروزی‌های جنگی خود را مشترکاً کسب کرده باشند. پریسکوس متخصص تاکتیک‌های نظامی‌ بود و همیشه بهترین طرح‌ها برای شکست تیم رقیب را او آماده می‌کرد. وروس هم یک گلادیاتور تنومند بود که هرگز در مبارزه با گلادیاتورهای قدرتمند شکست نمی‌خورد. این دو پس از سال‌ها مبارزه و کسب موفقیت‌های بی شمار با هم صحنه کلزیوم را ترک کردند.
امپراتور روم به پاس سال‌ها مبارزه شجاعانه، آنها را قهرمان خطاب کرد و شمشیر چوبی رودیس را در اختیارشان گذاشت تا بین آزادی و گلادیاتور ماندن یکی را انتخاب کنند. پریسکوس و وروس هم در کنار هم صحنه مبارزه را ترک کردند تا وارد میدان زندگی واقعی شوند؛ این بار بدون جنگ و خونریزی! جنگاوری‌های پریسکوس و وروس جنبه هنری نیز پیدا کرده بود؛ در مبارزات روز اول جشن آمفی تئاتر فلاویان در سال ۸۰ بعد از میلاد، این دو همرزم مجبور بودند در مقابل هم قرار بگیرند. مبارزه نهایی!

معروف ترین گلادیاتور ها

 

کریکسوس

این گلادیاتور جنگاور یکی از دوستان باوفای اسپارتاکوس بود و در جنگ سوم برده‌ها، با دولت روم، فرماندهی ارتش گلادیاتورها را برعهده داشت. نام او در زبان گالی به معنی موفرفری است. ارتش کریکسوس در مبارزات اولیه توانست بر رومیان پیروز شود اما با حملات گسترده ارتش امپراتور به نقاط ضعف ارتش برده‌ها، کریکسوس و افرادش مجبور شدند عقب نشینی کنند. شرایط خاص آن دوران باعث شد کریکسوس تا مدت‌ها دور از اسپارتاکوس باشد و به اجبار در جنوب ایتالیا سنگر بگیرد.
در سال ۷۲ قبل از میلاد، بخشی از ارتش امپراتور به رهبری لوشس گلیوس پابلیکولا به مواضع کریکسوس حمله کرد و با وجود رشادت‌های بسیار این فرمانده، ارتش برده‌ها به خاطر خیانت چند عنصر فاسد، شکست خورد. پس از جنگ و گریزهای سریالی بالاخره کریکسوس به دست رومیان کشته شد و تمام ارتش ۳۰ هزار نفری او که قدرت و شهرت فراوانی داشت از بین رفت.
اسپارتاکوس بعد از اطلاع از مرگ همرزم وفادارش مسابقات ویژه ای برای یادبود وی برپا کرد که در آن ۳۰۰ سرباز رومی (اسیر جنگی) مجبور بودند مثل گلادیاتورها به جان همدیگر بیفتند تا زنده بمانند! در واقع اسپارتاکوس می‌خواست طعم زندگی و جنگ گلادیاتوری را به سربازان رومی ‌بچشاند!

این مبارزه نفسگیر به یکی از مبارزات به یادماندنی تاریخ گلادیاتورها تبدیل شد؛ چنان که شعر حماسی ویژه ای در بخش اشعار حماسی مارتیال در وصف این مبارزه سروده شد و در حال حاضر این شعر تنها بازمانده از ثبت وقایع مبارزات گلادیاتوری به نظم است! نتیجه این مبارزه طولانی هم بسیار عجیب بود؛ امپراتور تیتوس هردوی این گلادیاتورها را برنده اعلام کرد و جایزه (آزادی) در اختیار هر دو قرار گرفت. در حالی که قبل و بعد از تیتوس هیچ امپراتوری حکم به پیروزی هر دو طرف مبارزه صادر نکرد.

هادریانوس، امپراتور محبوب

پابلیوس ایلیوس ‌هادریانوس یکی از گلادیاتورهای بنام روم بود که در نهایت به مقام امپراتوری روم رسید(۱۱۷-۱۳۸ بعد از میلاد). جالب است بدانید او یکی از بهترین امپراتوری‌های روم باستان بوده؛ چنان که نامش در میان پنج امپراتور محبوب دوران روم باستان آمده و دلیل این محبوبیت نه جنگاوری و خونخواری در میدان جنگ، بلکه تلاش‌های فراوان ‌هادریان در ساخت بناهای تاریخی و رسیدگی به امور رفاهی مردم روم بوده است.
او یکی از امپراتورهای مهربان روم بود که برخلاف دوران کوتاه جنگاوری اش به عنوان گلادیاتور همیشه دوست داشت صلح و امنیت در جامعه برقرار باشد. معبد ونوس در دوران حکومت او در رم ساخته شد. ‌هادریانوس تنها امپراتور روم بود که به تمام ایالت‌های امپراتوری بزرگ روم سرکشی می‌کرد و همیشه با فقرا و نیازمندان مهربان و بخشنده بود.
در نوشته‌های باستانی اطلاعات زیادی در مورد کارهای نیک وی در دوران حکومتش وجود دارد؛ چنان که مردم روم پس از تراجان (امپراتوری که قبل از‌ هادریان بر روم حکومت می‌کرد و بسیار ظالم و خونخوار بود) او را فرشته ای می‌دانستند که از آسمان برای نجات آنها فرود آمده است!


مارکوس آتیلیوس

از دیگر گلادیاتورهای معروف می‌توان به مارکوس آتیلیوس اشاره کرد که پس از ورشکستگی، خود را به جای بدهی اش به ارتش گلادیاتورها فروخت و در آنجا به یک گلادیاتور حرفه ای تبدیل شد که برای به دست آوردن پول و طلا حاضر بود هر مبارزه ای را قبول کند.
مارکوس در یک مبارزه تاریخی، هیلاریوس، گلادیاتور ویژه امپراتور نرون را شکست داد. در حالی که هیلاریوس قبل از آن ۱۳ مبارزه متوالی را با پیروزی پشت سر گذاشته بود. دیگر حریف قدر وی ریسویس فلیکس نام داشت که پس از ۱۲ برد متوالی در مقابل مارکوس شکست خورد و جان خود را از دست داد.


پایان گلادیاتورها:

با اینکه روم مسیحی شده بود ولی هنوز اینگونه مبارزات با شکوه تمام در روم و سرتاسر امپراطوری انجام میشد تا اینکه در سال ۳۱۵ امپراطور کنستانتین استفاده از کودکان در آرنا را محکوم کرد و ۱۰ سال بعد طی فرمانی هرگونه مبارزات از این دست را در سرتاسر امپراطوری ممنوع کرد با این حال در دوره هایی بعضی از امپراطورها اجازه از سر گیری این مبارزات را دوباره میدادند و بعضی دیگر از اجرای آن جلوگیری تا اینکه در سال ۵۳۶ دیگر این مسابقات در روم غربی محبوبیت نداشت و بیشتر مسابقات ارابه رانی که منشا آن در روم شرقی بود طرفدار پیدا کرده بود و عملاً دیگر مسابقه گلادیاتورها انجام نگرفت گرچه در مناطقی تا مدتها بعد هنوزاینگونه مبارزات رواج داشت.

منابع :

    ویکی پدیای فارسی
    بیتوته
    دانشنامه رشد
    وبلاگ سرزمین اهورایی
    مهمترین اخبار ایران و جهان
    تاریخ ما
 

http://www.pazhoheshkade.ir/gladiator/

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
وبگاه میلیتاری یکی از جامع ترین وب سایت های حوزه نظامی در ایران می باشد. این وبگاه کار رسمی خود را از شهریور ماه سال 92 آغاز کرد. همواره هدف و تلاش این وبگاه خدمت به حوزه نظامی کشور عزیزمان ایران بوده و وابسته به هیچ جناح و گروه خاصی نیست. از شما دعوت می شود با پیوستن به این وبگاه برای ما دلگرمی بزرگی باشید.
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • پیوندهای روزانه
    آمار سایت
  • کل مطالب : 578
  • کل نظرات : 89
  • افراد آنلاین : 3
  • تعداد اعضا : 137
  • آی پی امروز : 159
  • آی پی دیروز : 284
  • بازدید امروز : 1,185
  • باردید دیروز : 1,649
  • گوگل امروز : 72
  • گوگل دیروز : 149
  • بازدید هفته : 1,185
  • بازدید ماه : 53,364
  • بازدید سال : 615,004
  • بازدید کلی : 2,721,119
  • کدهای اختصاصی